🔲 ترشی‌های ننه‌ی علی اسم و رسمی داشت تو محل؛ موسم ترشی انداختن که می‌شد بو سیر و سرکه و داریزرد تا چندتا کیچه، قبله و کُهباد سِراشون، فِر می‌کرد؛ دبّه‌ها، آمده بودن تا میزبان ترشی بادنجون، انبه، گِزَر و سپسّون بشن.

🔳 علو همیطور که رفته بید تو بَهر ننه‌ش که چطور تمر هندی‌ اُو میکنه تا همراه تخم گیشنیز و سیاه‌دونه بریزه داخل دبّه، گفت: (( ننه! نه پس چطور سر سفره همیشه ترشی نمیاری که با خوراک بخوریم؟))

🔘 ننه با نگاه عاقل اندر سفیه رو به علو کرد و گفت: ((سی محض ای‌که طعمش معمولی میشه، دیگه مزه‌ی دلتون نمیده. دم دستی میشه سیتون. هرچه هم که دم دستی شد، دیگه بی‌شأن میشه))

◾️ علو حالا دیگه خوب میفهمه که: بعضی وقتا برای دیده شدن، باید دیده نشی؛برای شنیده ‌شدن، باید حرف نزنی؛ برای دوست داشتنت باید دم دستی نباشی.

◽️ بعد سال‌ها هنوز هم ترشی‌های ننه‌ی علی، اسم و رسم و طعم خوشون دارن... چون دم دستی نبودن و نیستن!

📚Shahin_bahramnejad