🔷 فرانسیس ارسکین لاک(لاخ) [1818 تا 1820م] دریانورد انگلیسی که یادداشت‌ها و خاطراتی دارد که سال‌ها بعد توسط سر چارلز بل گریو [مامور وقت انگلیس در بحرین] این مجموعه در بیروت منتشر می‌شود: لاک با صدای اذان صبح‌ها از خواب برمی‌خاسته... او همچنین از بلندگوهایی در شهرهای خلیج‌فارس سخن می‌گوید که کار موذنان را راحت کرده‌اند؛ ولی ظاهراً صدای غرغر و خرابی بلندگوها بسیار آزار دهنده بوده است.

🔶 در ایام مراسم عید فطر که آخر ماه رمضان است در بازار قدم بوشهر می‌زدم و شهر حالت یک بازار مکاره به خود گرفته و به گروهی از مردم برخورد که یک دلقک دوره‌گرد را که گوژپشت کوتوله‌ای بود، تماشا می‌کردند. فرشی در مقابل این گوژپشت گسترده شده و مقداری البسه مختلف روی آن قرارگرفته بود. کوتوله بلافاصله لباس‌ها را پوشید و هر چه سریع‌تر ازآنجا دور شد و لحظه‌ای بعد ظاهر گردید در این فاصله کوتاه قیافه خود را چنان تغییر داده که می‌توان قسم خورد این همان آدم اولی نیست.

🛑 تماشاچی‌ها از نمایش او خیلی لذت بردند و او هم با اجرای عملیات مضحکی آن‌ها را روده‌بر می‌کرد؛ اما همین‌که به نقطه حساس نمایش خود می‌رسید، آن را متوقف می‌کرد و فرش خود را جمع کرده از آن محل دور می‌شد جمعیت هم دنبال او به راه می‌افتادند او هم در این موقع به میان جمعیت می‌آمد و از آن‌ها تقاضای کمک می‌کرد و دوباره به اجرای نمایش خود ادامه می‌داد و در این حین مبلغ قابل‌توجهی پول به دست می‌آورد.

📚 کتاب سفرنامه دریایی لاخ